تبلیغات
مهر ایران - پست های تاریخ

مهر ایران

اعترافات گالیله، شعور انسان در محكمه!

گالیله همچنان یكی از چهره‌های تابناك جنبش نوزایی (رنسانس) به شمار می‌رود كه با ژرف‌بینی و جسارت كم‌نظیرش، راه آگاهی و شناخت علمی را از راه معتقدات و تعصبات پیشین جدا كرد، و در سراسر دنیای مدرن، به هوش و خرد انسانی مقامی پایدار و استوار داد. تلسكوپی كه او درست ۴۰۰ سال پیش اختراع كرد، رهگشای انسان برای شناخت واقعی كیهان بود. این واقعیت كه او در محكمۀ "ارباب شریعت" عقاید خود را انكار كرد، ذره‌ای از ارج و مقام او نكاسته است.

فرزند خلف رنسانس

آغاز قرن هفدهم جنبش رنسانس در اوج شكوفایی است. رشته‌های علمی با شتابی سرسام‌آور رشد می‌كنند و انسان را در كشف زوایای بیشمار و ناشناخته به پیش می‌برند. گسترش چاپ، رشد آگاهی شهروندی و روحیۀ همكاری علمی سراسر اروپا را فرا گرفته است. هر روز در گوشه‌ای دانشگاه و آموزشكده‌ای تازه باز می‌شود.

گالیله‌ئو گالیله‌ئی )متولد ۱۵۶۴ در پیزای ایتالیا) از پیروان اسلوب تازه...


ادامه مطلب

نقش شیوخ خانقاه در دولت صفوی



مقدمه: حكومت صفویان را شاید به جرائت بتوان اولین حكومت ایدئولوژیكی به حساب آورد كه بنای حكومت خود را بر باورهای صوفی گرایانه قرار داده و از این راه استفاده فرآوان بردند.رهبران اولیه نهضت صفویه و بعدها به میزان كمتری ، پادشاهان بعدی ، در نزد طرفداران خودشان مقام والای معنوی داشتند. آنها به عنوان مرشد كامل برای خود تصویری معنوی و خدایی ساخته بودند كه باعث می شد پیروانشان نسبت به آنها سرسپردگی كامل داشته باشند. از طرف دیگر پادشاهان اولیه صفوی سعی نمودند از تشكیلات عظیمی كه بر اساس باورهای صوفیانه در خانقاه و رباطها شكل گرفته بود ، به عنوان نیرویی منسجم و تشكیلاتی برای پیشرفت كارهای تبلیغاتی  و حتی نظامی استفاده نمایند.(سیوری ص 30)
در راس این تشكیلات عظیم ، مقام معنوی خلیفه الخلفا قرار داشت كه در نظر صوفیان از اهمیت فراوانی برخوردار بود. این مقام معنوی كه بعدها وجودش در تشكیلات حكومت صفوی غیر قابل انكار بود ، در طول دوران طولانی حكومت صفویان دچار حوادث و...


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید

شرایط انگلستان را به رضا شاه نگفته بودند(تاریخ)

این روز در شهریور ۱۳۲۰ با این كه جلسه شورای وزیران در حضور رضا شاه تشكیل شده بود، نخست وزیر و وزیر امور خارجه وقت به او نگفتند كه انگلستان و به تبعیت از آن، شوروی خواهان كنار گذارده شدنش هستند و دولت انگلستان عزم جزم به اخراح او از كشور و تحت نظر خود در تبعید نگهداشتنش دارد. در این جلسه تنها صحبت از تسلیم پیشنهاد ترك مخاصمه و همكاری ایران با متفقین بود!.


یك میهندوست آتنی به نام فیلیپیدس Philippidess پس از اطلاع از تصرف جزیره "اوبوآ" توسط نیروی دریا برد ایران و پیاده شدن طلیعه این نیرو در "آتیكا" و دشت ماراتن، ۲۴۰ كیلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دوید تا از سران اسپارت بخواهد كه به كمك آتن بشتابند و پس از رسیدن به اسپارت بر خاك افتاد و با التماس تقاضای خود را مطرح كرد. وی دوم سپتامبر سال ۴۹۰ پیش از میلاد به اسپارت رسید و درخواست خود را مطرح ساخت.فیلیپیدس از جانب کسی ماموریت نداشت و حس میهندوستی او را به دویدن ۲۴۰ کیلو متری وادار کرده بود و همین امر - در تاریخ - بر اهمیت عمل او افزوده است.


محاسبات تقویمی تازه بر پایه نوشته های یونانیان و رومیان عهد باستان نشان می دهد كه ۲۹ اوت سال ۵۰۰ پیش از میلاد – دوران پادشاهی داریوش بزرگ – میترا mitra] در زبانهای اروپایی mithra] از سوی دربار هخامنشی پس از مشورت با روحانیون آیین زرتشت، به عنوان مظهر (سمبل) نور (آفتاب)، مهر و دانایی رسمیت یافت.
    میترا كه اینك نام صدها هزار زن در سراسر جهان است، هزاران سال پیش، از خدایان آرین های جنوبی بود كه پس از پیدایش آیین زرتشت و رسمیت یافتن آن، از قرن ششم پیش از میلاد مقام خدایی را از دست داد كه با مصوبه ۲۹ اوت سال ۵۰۰ پیش از میلاد نماد مهرورزی، محبت، صمیمیت و دوستی شد و قرار شد این صفات كه تا آن زمان اختصاص به ایرانیان داشت، جهانی شوند. به علاوه هر سال در روز مهر از ماه مهر (جشن مهرگان) تدابیری بكار گرفته شود (مثلا سخنرانی و اندرز گفتن) تا مهر و دوستی و نور و دانایی در دلها تقویت شود و نهال مهرورزی پرورش یابد و پندار بد، دشمنی ورزیدن و ظلمت نهی گردد. و از این زمان بود كه انتخاب نام میترا برای افراد، عمومی و عادی شده است كه پس از گذشت قرون و اعصار میترا به "مهری – مهربانو" و میتراداد به مهرداد تبدیل شده است.
    هخامنشیان از میترائیسم كه آیین زرتشت جای آن را گرفته بود برداشت دیگری هم كردند و آن، جهانی كردن این برداشت به عنوان یك عامل مبارزه درونی با شیطان، نادانی، بدی ها، تاریكی و ستم بود. تا به این وسیله مردم از جنگ و خونریزی بیزار شوند و مسائل راه حل انسانی به دست آورد و به تدریج این نوع میترائیسم را در آسیای غربی و اروپا ترویج و گسترش دادند به گونه ای كه مكتب رومی ها و به ویژه ایلریها (مردم ساكن یوگوسلاوی) قرار گرفت و تا زمانی كه مسیحیت خود را با آن هماهنگ نكرد موفق نشد در قلمرو روم پذیرفته شود و گسترش یابد.
    واژه های مهر به مفهوم محبت، مهربان، نامهربان، مهربانی كردن و نظایر آن از همان زمان واختصاصا میان ایرانیان باقی مانده است و به همین دلیل هنوز ایرانیان در سراسر جهان خود را مهربانتر از سایر ملل می دانند و به مهربان بودن شهرت یافته اند.


به نوشته سه گاهنامه جداگانه؛ هفتم، هشتم و یا ۱۳ اوت سال ۴۲۵ میلادی، شاه وقت ایران، بهرام پنجم (بهرام گور) درخواست تئودوریس دوم امپراتور روم را پذیرفت كه استادان ایرانی بتوانند ـ چنانچه بخواهند ـ برای تدریس در دانشگاه نوبنیاد قسطنطنیه (استانبول) به این شهر بروند و این موافقت در «كارنامك» یا روزنامك (روزنامه) دربار شاهی آن زمان درج شده است. مورخان اروپایی، از این توافق به عنوان نخستین «مبادله رسمی استاد» در طول تاریخ یاد كرده اند كه از آن پس مرسوم شده و كمك بزرگی است به انتقال دانش.
     دانشگاه قسطنطنیه كه مقررات آن، الگوی دانشگاههای امروز شده است در ۲۷ فوریه سال ۴۲۵ میلادی گشایش یافته بود و تئودوریس برای تدریس در این دانشگاه در كشورهای مختلف و دورترین آنها – چین – به یافتن استاد و مدرس دست زده بود. میان تئودوریس و بهرام پنجم روابط دوستانه برقرار بود و دو ابر قدرت ایران و روم در سال ۴۲۲ میلادی یك پیمان صلح صد ساله امضاء كرده بودند كه برپایه آن، حكومت روم در قلمرو خود پیروی از آیین زرتشت را آزاد و قانونی سازد و دولت ایران هم نسبت به پیروان مسیحیت دست به همین اقدام بزند.
     بهرام گور پس از موافقت با درخواست تئودوریس به خراسان شتافت و هونهای سفید پوست (هپتال ها) را كه از جیحون گذشته و دست به تعرض زده بودند درهم شكست، سركرده آنان را كشت و به پایتخت خود بازگشت.


مولفان تاریخ عهد باستان تكمیل كار نوسازی بندر صور در فنیقیه (لبنان امروز) با هزینه ایران را اواخر ژوئیه (نیمه تابستان) سال ۵۳۵ پیش از میلاد ذكر كرده اند. این بندر سه هزار ساله و چهارمین شهر بزرگ لبنان امروز در سال ۵۷۳ پیش از میلاد توسط ارتش بخت النصر دوم امپراتور بابل تصرف و ویران شده بود. قدمت ایجاد صور به ۸۵۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد می رسد (تلفظ یونانی آن «تور» به معنای «صخره میان دریا» است كه انگلیسی زبانها آن را «تایر» و فرانسوی زبانها «تیر» تلفظ می كنند). بندر صور (الصور) تا اواخر جنگ جهانی اول و تاسیس كشور لبنان توسط دولت فرانسه، از مناطق سوریه بزرگتر بود. بندر صور ۱۳ سال در برابر ارتش بخت النصر مقاومت كرده و در محاصره این ارتش بود كه پس از سقوط، به دستور امپراتور بابل ویران شده بود. كوروش بزرگ پس از تصرف بابل و انهدام امپراتوری بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، دستور داد كه همه خرابی های وارده توسط حاكمان قبلی بابل مرمت شوند و هزینه تمامی آنها از خزانه امپراتوری ایران پرداخت گردد. به نوشته مورخان كارشناس جهان باستان، كوروش روی نوسازی صور، صیدا و اورشلیم (قدس) كه به ایران تعلق گرفته بودند تاكید بیشتری كرده بود زیرا كه «صور» مركز تجارت منطقه مدیترانه و مادر سرزمین كارتاژ (تونس و لیبی امروز) بود كه مهاجران صور آنجا را ساخته و با كشتی های خود تا اسپانیا پیش رفته بودند. بندر صور از آن پس به مدت دو قرن از پایگاههای دریایی ایران در مدیترانه بود. به علاوه، ایرانیان در آنجا كارگاههای ریسندگی و بافندگی دایر كرده بودند.
    «صور» در سال ۳۳۲ پیش از میلاد، با این كه پادگان ایرانی آن بیش از چند هزار سرباز نداشت در برابر حمله اسكندر مقاومت جانانه كرده بود ولی سرانجام پس از هفت ماه محاصره تصرف و قربانی انتقام اسكندر قرارگرفته بود و بار دگر ویران شده بود. به دستور اسكندر، سی هزار تن از مردم صور كشته شدند. صور در سال ۶۴ پیش از میلاد به دست رومیان افتاد و تا سال ۶۳۴ میلادی دهها بار میان دو امپراتوری ایران و روم دست به دست شد و سرانجام در این سال بدون مقاومت، تسلیم سپاه اسلام شد كه از حجاز آمده بود. مردم صور پس از تصرف منطقه (جنوب لبنان امروز) توسط فاطمیون مصر، شیعه شدند. این بندر مهم در اوایل هزاره دوم میلادی به تصرف صلیبیون درآمد و نزدیك به ۱۸۰ سال حكومت لاتین داشت. بعدا به دست حكومت مصر افتاد (كه سوریه جزیی از آن بود) و سپس به عثمانی انتقال یافت. دولت صفویه ایران كه شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی كشور اعلام كرده بود شماری از روحانیون شیعه را از جنوب لبنان و از جمله صور به ایران دعوت كرد و از آن پس رابطه ای تنگا تنگ میان ایران و جنوب لبنان برقرار بوده است. شاه اسماعیل صفوی نقشه ائتلاف شیعیان جهان را كشیده بود كه تا قرنها به قوت خود باقی بود. از زمان درگیری اعراب و اسراییل در نیمه قرن بیستم، منطقه صور تا كنون در چند دوره مورد حمله اسراییلی ها واقع شده و آسیب دیده است.


خزرها و اولویت سركوبی آنان (تاریخ)

در اواخر ژوئیه سال۱۹۹ میلادی و طبق نوشته برخی از مورخان بر پایه تطبیق تقویمها ۲۶ ژوئیه، بلاش چهارم شاه اشكانی ایران اقوام مهاجر خزر را كه از آسیای میانه به سوی غرب به حركت در آمده و دسته ای از آنها وارد برخی از مناطق ساحلی دریای مازندران (درقفقاز) شده و در حال دست اندازی بیشتری بودند به آن سوی دربند (تلفظ روسی آن: دربنت) عقب راند. بلاش با این كه در معرض حمله نیروهای «سه وروس» امپراتور روم بود كه وارد ساحل شرقی مدیترانه شده و قصد پیشروی به سوی شرق را داشتند، به بیرون راندن خزرها اولویت داده بود و با ارسال یك پیام صلحجویانه به «سه وروسSeverus»، ارتش ایران را مامور بیرون راندن خزرها كرده بود و موفق شد.
    «خزر» در لغت به معنای «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قوم در جریان مهاجرت آوارها، بلغارها و هون ها از مناطق شمالی تر سیردریا به سوی اروپا صورت گرفته بود. بلغارها از پامیر و در اصل پارسی زبان بودند. بلغارهای ولگا هنوز واژه های پارسی قدیم را بكار می برند. از میان این اقوام مهاجر، خزرها از میان رفته اند. خزرها در همان زمان به دین یهود گرویدند و گفته شده است كه یهودیان «اشكنازی» كه در اروپای شرقی و نقاط دیگر پراكنده اند همین خزرها هستند كه روسهای «كی افی» آنان را پراكنده ساختند. اعراب مسلمان پس از تصرف ایران در صدد حمله به اروپا از طریق قفقاز بودند كه همین خزرها مانع این كار شده بودند كه بعدا مسلمانان عرب از طریق جنوب غربی اروپا (اسپانیا) قدم به این قاره گذاشتند. با این كه خزرها دیگر وجود نداشتند، روسها (پس از ایجاد امپراتوری)، از قرن ۱۶ به این سوی، بر پایه منافع سیاسی خود دریای مازندران را «خزر» خوانده اند. یونانیان باستان، این دریا را به نام قوم ایرانی «كسپین ـ كاسپین» ساكن ساحل جنوب غربی آن كه شهر قزوین به نام ایشان است دریای «كسپیان»( Caspian Sea )نامیده بودند كه بین المللی شده است. در قرن جاری هجری سه بار به روزنامه های ایران و مولفان كتب درسی و معلمان مدارس توصیه اكید شده بود كه خزر را دریای مازندران بگویند و بنویسند، یكبار در ۱۳۰۷، بار دیگر پس از ملی شدن نفت و از سال ۱۳۳۰ و بار سوم از سال ۱۳۳۵ و تاسیس سازمان هواشناسی و انتشار اخبار پیش بینی وضع هوا در رسانه ها.


سالروز پیروزی طارق ابن زیاد و فتح آندلس(تاریخ)

۱۹ ژوئیه سالروز پیروزی «طارق ابن زیاد» بر ارتش ویزیگوت ها در آندلوسا Andalusia (آندلس ـ مناطق جنوبی و شرقی اسپانیا) است كه در سال ۷۱۱ میلادی صورت گرفت. در این جنگ «رودریكRoderic» پادشاه ویزیگت ها كشته شد.
     طارق كه یك ژنرال از مردم «بربر berber» آفریقای شمالی بود و معاونت موسی ابن نصیر حكمران اموی آفریقیه (سرزمین های مسلمان نشین شمال آفریقا) را برعهده داشت به تصمیم دمشق (ولید ابن عبدالملك از بنی امیه) عزم تصرف اروپا و به اسلام دعوت كردن مردم این منطقه را كرده بود.
     وی در سی ام آوریل ۷۱۱ با لشكریانش از تنگه میان آفریقا و اروپا كه به نام او جبل طارق (جیبرالتار) خوانده می شود گذشته و پا به خاك اروپا گذارده بود.
     «واشنگتن اروینگW. Irving» مورخ و پژوهشگر آمریكایی پس از سالها مطالعه درباره كارهای طارق در اسپانیا، شمال آفریقا و خاورمیانه و پیمودن قسمتی از مسیر لشكریان او، در سال ۱۸۳۵ كتابی تحت عنوان «فتح اسپانیا: افسانه ها و حقایق» منتشر ساخته است. در این كتاب، اروینگ نوشته است: طارق پس از عبور از تنگه، دستور باز گشت به كشتی های حامل سربازان را داد و خطاب به سربازانش گفت:
     «برای شما جایی برای فرار نیست. دریا در پشت است و دشمن در جلو. باید به یاری خدا امیدوار باشید، به دستورهای او مومن، و بردباری را از دست ندهید تا به پیروزی برسید. شمشیرهایتان را از دست ندهید و بدانید كه «حق» همیشه پیروز است. اگر بر شهر و دیاری دست یافتید، اماكن و آنچه را كه متعلق به جامعه است و از خزانه عمومی (بیت المال) ساخته شده است تخریب و ویران نكنید كه اسلام تخریب اماكن عمومی را نهی كرده است. افراد دشمن پس از تسلیم شدن، در امان هستند و نباید به آنان آسیب برسد».
     طارق پس از پیروزی بر ویزیگوت ها قصد تصرف فرانسه را كرد و چند نقطه مرزی از خاك فرانسه را هم به دست آورد.
     منصور ابن موسی حكمران افریقیه پس از اطلاع از پیروزی طارق، به اسپانیا رفت و در اینجا بر سر چگونگی تصرف بقیه اروپا، میان آنها اختلاف افتاد و ولید ابن عبدالملك اموی هر دو را برای مذاكره به دمشق دعوت كرد. پس از ورود این دو به دمشق كه به طور جداگانه صورت گرفت، ولید درگذشت و جانشین او سلیمان ابن عبدالملك كه از بیم جان و از دست دادن حكومت، قصد كشتن برخی از ژنرالها و حكمرانان بی اعتنا به خود را كرده بود موسی ابن نصیر را به بهانه این كه با افراد مسلح و شمشیر وارد كاخ او شده بود به زندان افكند و در آنجا به دستور حكومت در ۷۶ سالگی كشته شد و طارق هم از نظر افتاد و از او به خاطر فتح اسپانیا كه قرنها در دست مسلمین بود تقدیر نشد.


بحرین و تغییركلام ۱۸۰ درجه ای شاه(تاربخ)

سوم تیر ماه ۱۳۳۸ شاه (پهلوی دوم) در یك مصاحبه مطبوعاتی كه بازتاب جهانی داشت در باره بحرین گفت: بحرین مال ما و متعلق به ما است. وی اضافه كرده بود: ... ولی شیخ آنجا با بستن قراردادهایی با دولتهای مشخص كار را بر ما دشوار ساخته است، زیرا كه این دولتها در قبال بحرین تعهداتی سپرده اند و ....
     همین شاه ده سال بعد (۱۸۰ درجه) تغییر کلام داد و در مصاحبه ای درجریان سفر هند، ناگهان با استقلال بحرین موافقت کرد که قانونا چنین اختیاری را نداشت!!. این كار شاه كه نوعی موافقت با تجزیه کشور تلقی شده است یكی از اتهامات وارده به اوست.


سرآغاز فروپاشی حزب رستاخیز (تاریخ)

در جریان اوج گیری انقلاب ایران، با ادامه كناره گیری نمایندگان پارلمان و برخی از مقامات از حزب دولتی رستاخیز، این حزب از این روز در سال ۱۳۵۷ در آستانه فروپاشی قرار گرفت. شاه قبلا و در آغاز تاسیس این حزب گفته بود كسانی كه نمی خواهند عضو حزب رستاخیز باشند گذرنامه هایشان رابگیرند و از ایران بروند!.
    در آن زمان محافل تهران كناره گیری پی در پی مقامات دولتی و پارلمانی از حزب رستاخیز را نویدی برای از سرگیری فعالیت احزاب قدیمی خوانده بودند که با تاسیس حزب رستاخیز عملا تعطیل شده بودند.
    مورخان محدود شدن تاسیس حزب، پس از براندازی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را یکی از اشتباهات بزرگ شاه خوانده اند و به همین گونه انحصاری شدن انتشار روزنامه را.


با هدف دفاع از آسمان ایران(تاریخ)

دولت وقت ایران، با هدف دفاع از آسمان وطن ۲۹ خرداد ۱۳۰۳ (۱۹ ژوئن ۱۹۲۴میلادی) ده نظامی جوان (وابسته به نیروی زمینی) را برای فرا گرفتن فنون خلبانی در آموزشگاههای شوروی روانه مسكو كرد. در بازگشت این عده به وطن، نیروی هوایی ایران با آرم «بلند آسمان جایگاه من است» به وجود آمد و آسمان ایران دارای دفاع شد. این نیرو در شهریور ۱۳۲۰ بدون توجه به بخشنامه سرلشكر نخجوان كه خود افسر نیروی هوایی بود، تا آخرین قطره بنزین از آسمان كشور دفاع كرد و برای خود تاریخ ساخت.


دهم ژوئن سال ۲۵۶ میلادی، ارتش ایران پس از شكست دادن ارتش روم، شهر سلوكیه شمالی (واقع در تركیه امروز) كه رومیان آن را «زوگما» می خواندند و در كنار فرات قرار داشت و پایگاه اصلی ارتش روم در شرق مدیترانه بود تسخیر كرد.
     شاپور یكم پس از تسخیر سلوكیه آناتولی (متفاوت از سلوكیه بین النهرین)، اجازه نداد كه سربازانش كوچكترین آسیب به آثار هنری این شهر ثروتمند و یادگار دوران سلوكی ها برسانند و به همین دلیل مجسمه ها، موزائیك كاری ها، تونل های سنگی و انبارهای زیر زمینیی این شهر برای انسان امروز به همان صورت دست نخورده باقی مانده و باستان شناسان در برنامه «نوا» كه هفتم ژوئن ۲۰۰۵ از تلویزیون عمومی آمریكا (پی بی اس) پخش شد از این كار شاپور یكم قدردانی كردند.
     شهر زوگما بعدا بر اثر زلزله ویران شد و در زیر خاك مدفون گردید و در كنار آن دهكده بلكیس (بلقیس) به وجود آمد كه پس از ساختن سد فرات، هر دو تقریبا به زیر آب فرو رفته اند، اما باستانشناسان پیش از بالا آمدن آب، آثار هنری، مجسمه ها و موزائیك ها را از دل خاك بیرون آورده و به موزه ها منتقل كردند.


شاه عباس: بحرین را جز با جنگ نمی توان از ایران گرفت(تاریخ)

۲۷ ماه مه در سال ۱۶۱۴ میلادی شاه عباس در اصفهان دومین پیام فیلیپ پادشاه وقت اسپانیا را از فرستاده ویژه او دریافت كرد كه در آن بار دیگر خواسته بود كه ایران جزیره بحرین را تخلیه و به اسپانیا تحویل دهد.
     شاه عباس در همان جلسه خطاب به فرستاده پادشاه اسپانیا كه به دیدار وی شتافته بود گفت كه بحرین طبق اسناد موجود و فرهنگ مردم آن جزیی از قلمرو ایران بوده است و وی بر سر قلمرو ایران با كسی مذاكره و مصالحه نخواهد كرد و اگر پادشاه اسپانیا از آن گوشه جهان مدعی بحرین است تنها از طریق جنگ می تواند آن را از ما بگیرد كه گمان نمی كنم در جهان ارتشی یافت شود كه بتواند با سربازان ایران مصاف دهد.
     شاه عباس در پایان این دیدار كه تفصیل آن را فرستاده اسپانیا برنگاشته و موجود است، خطاب به این فرستاده گفته بود: مهمان نوازی خصلت ماست، ولی این آخرین بار باشد كه چنین پیامی برای ما بیاوری.
     شاه عباس سپس درحضور فرستاده اسپانیا به مقامات حاضر در جلسه تاكید كرده بود كه اگر فرستادگان بعدی اسپانیا حامل چنین پیامی باشند؛ آنان را از بندر محل ورود به داخل ایران راه ندهند.
     دیدیم كه محمد رضا شاه به اصرار خارجی در نیمه دوم دهه ۱۹۶۰ بدون كسب نظر ملت ایران در یك رفراندم، بحرین را كه استان چهاردهم وطن بود از دست داد.


اعزام محصل به فرنگ، ولی ...(تاریخ)

یكم خرداد سال ۱۳۰۷ قانون اعزام محصل به اروپا به تصویب مجلس شورا رسید. طبق این قانون قرار شده بود كه هر سال دست كم یكصد محصل ایرانی برای تحصیل در دانشگاههای كشورهای اروپایی به این قاره اعزام شوند.
     این قانون سالها اجرا شد، ولی محصلان اعزامی عمدتا از خانواده هایی بودند كه ثروتی داشتند. از این محصلان پس از بازگشت استفاده لازم بعمل نیامد و دستهایی در كار بود كه این فارغ التحصیلان به جای فعالیت در رشته تحصیلی خود، به امور سیاسی و سیاستبازی درگیر شوند و یا در پی كسب مقام اداری باشند و از تخصص آنان استفاده نشود و عملا هرز و هدر روند. گذشت زمان نشان داده است که ایران از اعزام محصل به کشورهای دیگر نتیجه مطلوب نگرفته است!. دولت ژاپن تنها یك بار محصل به اروپا فرستاد و به این همه پیشرفت نائل آمد.
     پنجاه و سه سال بعد از تصویب قانون اعزام محصل، در همین روز (سال ۱۳۶۰ و در جریان جنگ عراق با ایران) دولت وقت به امید بازگشت دانشجویان ایرانی پس از فراغت از تحصیل به وطن، با وجود مضیقه مالی با ادامه ارسال ارز برای ۱۸ هزار دانشجو كه از سالهای گذشته در خارج بودند موافقت كرد، ولی دیدیم كه شمار كمی از آنان باز گشتند!.


دلا یل تاریخی حاكمیت ایران بر جزایر سه گانه(تاریخ)

پرونده جزایر سه گانه ایرانی و ادعاهای گاه  و بی گاه كشور امارات مبنی بر مالكیت آنها مدتی است كه وارد مرحله جدیدی شده است.
هر چند واكنش ها نسبت به تلا ش برای تغییر نام خلیج همیشگی فارس با عناوین مجعولی چون خلیج عربی، خلیج اسلا می، خلیج دوستی یا حتی خلیج حساسیت ایرانیان به این مساله را تا حدود بیشتری افزایش داده است، اما فارغ از جنجال های رسانه ای و تبلیغاتی نیز به وضوح مشهود است كه اقدامات كشور امارات رنگ و بوی دیگری به خود گرفته اند.
چندی پیش و در جریان اجلا س اتحادیه كشورهای عرب، بار دیگر این ادعاها مطرح شد، اما كشورهای عربی این بار تنها به محكومیت ایران و تاكید بر مالكیت امارات بر جزایر سه گانه اكتفا نكردند، بلكه پا را فراتر گذارده و پیشنهاد ارجاع پرونده به شورای امنیت را مطرح ساختند و تمامی این اتفاقات در شرایطی صورت گرفت كه منوچهر متكی، وزیر امور خارجه كشورمان به عنوان عضو ناظر در این جلسه حاضر بود.
به دلیل اهمیت موضوع و شرایط فعلی منطقه پای صحبت دكتر داوود هرمیداس باوند نشستیم تا پیشینه تاریخی این پرونده را به تفصیل بازگشاییم. توضیح این كه دكتر باوند در سال ۱۹۷۱ م و در زمان طرح مساله استقلال بحرین و جزایر سه گانه، یكی از نمایندگان حقوقی ایران در سازمان ملل بود و پس از انقلا ب نیز به...


ادامه مطلب را در اینجا ببینید

«فردریك فروبل» آموزشگر بلندآوازه آلمانی و موسس كودكستانهای تازه (كیندرگارتن Kindergarten) در جهان ۲۱ آوریل ۱۷۸۲ به دنیا آمد و در تالیف خود «تاریخ عمومی آموزش و پرورش» نوشت كه ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد مبتكر ایجاد كودكستان و دبستان برای كودكان و نوجوانان پسر بودند.
    به نوشته فروبل، در مدارس ایران باستان به كار «پرورش» توجهی بیشتر می شد و از جمله راستگویی، نّیت خوب داشتن و كار خوب انجام دادن، احترام به سالخوردگان، دفاع از وطن، تیراندازی، سواری، شنا و كوهنوردی. در كودكستانها و دبستانهای ایران باستان به نوباوگان تاكید می شد خدا انسان را نیافریده كه نسبت به انسان دیگر ظلم و تعدی و بدگویی كند. شادی جاویدان نتیجه نیكوكاری، خدمت و درستكاری است.
     فروبل ایرانیان باستان را همانند سایر آرین ها، تنها انسانهای روی زمین نوشته است كه بت پرست نبودند و بت پرستان و معتقدان به خدایان متعدد را انسان هوشمند و كامل نمی پنداشتند حتی یونانیان را كه خدایان زنانه و مردانه هم داشتند و صحرانشینان كه از سنگ و چوب برای خودشان بت می ساختند و این بتان دست سازشان را پرستش می كردند! و ....
     فروبل نوشته است: كوروش بزرگ پیش از ساختن تالار پذیرایی در پاسارگاد، خواسته بود كه در این شهر (پایتختش)، نخست و ترجیحا به حد كافی كودكستان و دبستان بسازند. (پارسیان باستان این شهر را «پاتراگاد» تلفظ می كردند و «پاسارگاد» تلفظ یونانی آن است كه جهانی شده است)


یزرگرد اول شاه ساسانی ایران پس از آغاز سلطنت، ۱۵ آوریل سال ۳۹۹ میلادی به مسیحیان قلمرو ایران آزادی مذهبی داد و با ارسال پیامی به رم به دولت و سنای روم یادآور شد كه دستور داده است همه تدابیر و عملیات خصمانه بر ضد روم پایان یابد و بازرگانان رومی بتوانند در قلمرو ایران آزادانه به داد و ستد بپردازند و تحت حمایت فرمانداران ایران باشند.
    یزدگرد در پیام خود تاكید كرده بود كه در انتظار عمل متقابل ازسوی دولت روم مخصوصا در زمینه آئین زرتشت است كه دولت ایران مكلف به حمایت از پیروان آن در سراسر جهان است.


ایرانیان بودند كه بر اسب سوار شدند(تاریخ)

ادوارد هانس پژوهشگر آلمانی ۱۳ آوریل ۱۸۹۶ با انتشار «دی هاوستیر» نظر داد كه ایرانیان نخستین مردمی بوده اند كه اسب را اهلی كرده و به كار سواری گرفتند و در جنگ بكار بردند. طبق تحقیقات هانس، هر سه طایفه ایرانی از هشتصد سال پیش از میلاد قادر به جنگ سواره بودند. قبلا گمان می رفت كه اسب، نخست در غرب سیبریه اهلی شده بود. در اكتشافات باستانشناسی مناطق غربی سیبری، گورهای قدیمی به دست آمده بود كه مردگان را با اسبهایشان دفن كرده بودند و این كشف سبب شده بود كه تصور شودكه آنان، نخستین اسب سواران جهان بودند.


سنای روم و شورای دولتی این كشور در تمام ساعات روز ۱۱ آوریل سال ۳۵ میلادی با نگرانی تمام به مسئله ارمنستان كه اردوان سوم شاه وقت ایران بدون اطلاع دولت روم پادشاه تازه ای برایش تعیین و اعزام داشته بود مذاكره كردند. اردوان سوم پسر خود «ارشك (اشك)» را به پادشاهی ارمنستان كه چند برابر امروز وسعت داشت منصوب كرده بود. از صورتجلسه این مذاكرات كه به دست آمده و محفوظ مانده است چنین بر می آید كه اعضای این دو مجلس در آن جلسه مشترك و محرمانه تصمیم گرفتند كه با تیرداد پسر عموی اردوان سوم كه پیش از انتخاب شدن اردوان به عنوان شاه، نامزد این مقام بود و بعدا هم از مخالفت با شاه منتخب دست بر نمی داشت تماس برقرار و وی را با دادن وعده هرگونه كمك تحریك به مبارزه مسلحانه و یا كودتا كنند. این تصمیم با صرف هزینه بسیار به اجرا درآمد. دولت روم در اجرای این تصمیم، حاكم ایبریا (گرجستان كنونی) را كه دست نشانده ایران بود ترغیب به حمایت از كودتای تیرداد كرد. این توطئه موقتا پیروز شد، پایتخت به دست تیرداد افتاد كه خود را تیرداد سوم و بدون كسب رای بزرگان كشور شاه تازه خواند و با هدف راضی كردن دولت روم، با بركناری ارشك از پادشاهی ارمنستان موافقت كرد كه حاكم گرجستان با حفظ سمت برجای ارشك نشست. اردوان سوم پس از ترك پایتخت، به منظور جلب كمك و جمع آوری نیرو جهت سركوب كردن تیرداد كودتاگر به منطقه هیركانیا (گرگان امروز) رفت. اردوان سپس با نیروی تازه به پایتخت بازگشت و تیرداد را كه مورد تنفر بسیاری از بزرگان (به علت كوتاه آمدن در برابر رومیان) بود فراری داد و مقام خود را باز گرفت ولی درصدد انتقامگیری از رومیان برنیامد و با آنان صلح و سازش كرد. اما این سازش از سوی بزرگان ایران رد و اردوان سوم بركنار شد كه با دادن قول عدم احترام به مفاد سازشنامه با روم، به سلطنت بازگشت و تا سال ۴۱ میلادی كه زنده بود شاهی كرد. تفكر كودتا و درگیری شاهزادگان باهم تا مدتی در ایران باقی ماند و پس از مرگ اردوان سوم، دو پسر او گودرز و «واردان» بر سر كسب قدرت به جان هم افتادند و تاج پادشاهی میان آندو چند بار دست به دست گشت و از این رهگذر، ملت آسیب دید.
     بعضی محاسبات تقویمی، تاریخ برگزاری جلسه مشترك سنا و شورای دولتی روم را ۱۰ آوریل سال ۳۵ میلادی تعیین كرده است.




آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها